باز اندیشی برنامه ریزی استراتژیک

عنوان انگلیسی مقاله: Rethinking Strategic Planning

چکیده مقاله:

بخش اول: دام ها و سفسطه ها

اصطلاح “برنامه ریزی استراتژیک” در اواسط دهه ی ۱۹۶۰, به وسیله محبوبیت کتاب ” استراتژی شرکت” ایگور اسنف در سال ۱۹۶۵, ایجاد شد.حالا, سه دهه بعد , اگر این مفهوم به طور کلی از بین نرفته باشد,به طور قطع جایگاه بالای خود را از دست داده است.همچنان, از نظر من, دلایل این موضوع به سختی قابل درک است,  به این معنی که بسیار محتمل است که موارد پرهزینه مشابه تحت نام های دیگر به وقوع بپیوندد.

در دو مقاله اول ظهور و افول برنامه ریزی استراتژیک , بر پایه ی کتابی با همین عنوان ,من مسیرهای اشتباه و تجربیات کسب شده از این مسیرها را هم در مورد فرایند مدیریت و هم در مورد خودمان , مد نظر قرار دادم.مقاله دوم , مواردی را برای برنامه ریزی, برنامه ها و برنامه ریزان ارائه می دهد.

یک متخصص, به عنوان کسی تعریف می شود که از دام های زیاد سفسطه های اساسی در مسیرش اجتناب می کند.برنامه ریزها متخصصانی از این نوع هستند و بعضی از انها به طور گسترده درباره ی ” دام ها” یی که در لایه های عمیق برنامه ریزی وجود دارد,مطلب نوشته اند.من به مواردی که می توان انها را با استفاده از این دام ها یاد گرفت,نه به ان صورتی که در مرور ادبیات توصیف کرده اند , باور دارم. هدف من, به جای ان, تغییر دادن موقعیت انهاست برای نشان دادن این که ممکن است خود برنامه ریزی علت اصلی مشکل باشد,در شرایطی که اجزای ان تمایل بهمسبب جلوه دادن عوامل دیگر دارند.این موضوع, مسیر را برای شناسایی سفسطه های پایه ای که من باور دارم در لایه های زیرین برنامه ریزی استراتژیک وجود دارد , پاک سازی می کند و همین باعث میشود که ان سفسطه ی اصلی نیز کاهش یابد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان